عبد الجليل قزوينى رازى

178

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

فتحها كردند على و عمر بمدينه بودند و شاگردان علىّ مرتضى در آن صحبت بودند و بمشاركت على كردند هم برأى و تربيت و هم بمدد و لشكرا « 1 » ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « فصل دگر - بدان اى برادر كه رافضى چنان فرو « 2 » نهاده است كه محمّد رسول اللّه با بزرگى مرتبت او حاجب على بوده است و خداى كه او را فرستاد و قرآن بدان بزرگوارى كه انزله كرد « 3 » مقصود همه آنست كه على را و يازده از فرزندان او [ را ] كه امامانشان‌اند مردمان مولى و يار خداى خود خوانند » . امّا جواب اين فصل روراست « 4 » بىتعصّب و بىتقيّه آنست كه مذهب شيعهء اصوليّه اينست كه بارى تعالى جملهء مخلوقات از انواع جمادات و حيوانات همه بدوستى محمّد مصطفى آفريده است و همه طفيل اوست و علىّ مرتضى با بزرگى درجت و رفعت منزلت « 5 » شاگرد و خدمتگار و مقتدى و تابع و فرمانبردار اوست و اگر يك طرفة العين در مصطفى عليه السّلام عاصى شود خاسر و مبطل و زيانكار باشد و علىّ مرتضى حاجب اوست و مبارز لشكر و وصى و خليفه و حافظ شريعت و امّت اوست ؛ امّا بعد از وى مقتداى امّت است و بهتر از هريك از اصحاب و اهل البيت اوست ، اينست مذهب و اعتقاد شيعه درين مسأله بىتقيّه و بىتعصّب . و قرآن كه آمده است كلام خداى است تبارك و تعالى و وحى « 6 » و تنزيل او ، و معجز است بر صدق دعوى مصطفى ، و از براى بيان شرعيّات و اداء عبادات آمده است و قصص انبيا و اخبار و آيات امر و نهى و وعد و وعيد و ترهيب و ترغيب ، و در قرآن آياتى هست كه منزل است در امامت و عصمت و منقبت و فضيلت على و آل وى ، و گوئيم : انكار بعضى انكار همه باشد در تنزيل دون تأويل ؛ چنان كه مذهب

--> ( 1 ) - بجز نسخهء ع : « بمدد لشكر » . ( 2 ) - م ح د : « فرا » . ( 3 ) - م ح د : « كه انزال كرد » و عبارت متن مطابق استعمال سراسر تفسير ابو الفتوح ( ره ) است و براى تحقيق آن رجوع شود بتعليقهء 77 . ( 4 ) - ب م : « روى راست » ح د : « راست و بىشبهه » . ( 5 ) - ع ث م ب : « و رفعت و منزلت » ح د ندارند . ( 6 ) - ع ث : « بروحى » .